!من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن

خرید بک لینک
و من با اولین 

تکان های ریزِ «تو»

زیر و رو شدم...!

ته نوشت:

هیچ وقت فکرشو نمی کردم با یه تکون کوچیک

انقدرررر منقلب بشم و زبونم بند بیاد و فقط اشک شوق تو چشمام جمع شه...

حسِ عجیب و نابیِ...!

و من این روزها با هر ابراز وجود کوچک تو

دوباره شکل میگیریم... دوباره روح می گیرم...

96/6/21

نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ساعت 13:54 توسط منِ تو| |

!من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن...

ما را در سایت !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت: 5:52

این روزا سخت تر از هر وقتی میگذره...یعنی تقریبا از اواخر تابستون که دیگه کلاس فرانسه نرفتم و خونه نشین شدم....کلاس فراسه رو عجیب دوست داشتم و بهش عادت کرده بودم و این ادامه ندادنشبدجوری به افسردگی بارداری دامن زد...صبح تا شب تو خونه بودن ادمو کلافه میکنه چه برسه به این که هورمون هات هم قر و قاطی باشه...هر روزی که میگذره کودک درونم بیشتر نمود پیدا میکنه و من !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن...ادامه مطلب

ما را در سایت !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت: 5:52

راستی !

امسال آخرین سالی بود که تولد دو نفره داشتیم...

دختر 2 دی و پسر 3 دی سال آینده مامان و بابا خونده میشن...

الهی به امید تو که بهترین ها برامون رقم بخوره...

نوشته شده در دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ساعت 15:50 توسط منِ تو| |

!من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن...

ما را در سایت !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: سه شنبه 14 فروردين 1397 ساعت: 5:52

این روزا غریب تر از همیشه میگذرندبعد از ازدواج یکی از بزرگ ترین دغدغه های پیش رو تصمیم گیری برایبچه دار شدنه...راستش در این مورد من همیشه ادم خودخواهی بودماون اوایل حرفش زیاد پیش میومد بینمون اما همیشه اونی که مخالف بود من بودمبه نظر خودم زود ازدواج کرده بودم و نمیخواستم به این زودی وارد مرحله ی بعدی بشم...و الانم اصلا از اینکه این فرصت رو به خودم دادم پشیمون نیستم.به ارزوهام...کارها و برن !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن...ادامه مطلب

ما را در سایت !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن دنبال می‌کنید

برچسب: بودن,نبودن, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: سه شنبه 7 شهريور 1396 ساعت: 0:52

هنوزم وقتی به گذشته برمیگردمبه روزهای خواستگاری ، به اون روزا که واقعا برنامه ام ازدواج نبوداما پیش اومد ! دچار سردرگمی اون روزا میشم.همه چی سریع تر از چیزی که فک میکردیم پیش رفت و ما عقد کردیمحدودا دو هفته ای !نمیدونم که هیچ کس تا حالا تو همچین موقعیتی بوده یا نهاینکه همه چی به طرز باورنکردنی رو غلتک بیفته و پیش برهبرا ما هم همین بود...خداروشکر از انتخابم پشیمون نیستم. من و محمد بالا پایی !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن...ادامه مطلب

ما را در سایت !من و ناشناخته هایی از جنس با تو بودن دنبال می‌کنید

برچسب: سالتونه؟, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 3:47

صفحه بندی