
این روزا سخت تر از هر وقتی میگذره...یعنی تقریبا از اواخر تابستون که دیگه کلاس فرانسه نرفتم و خونه نشین شدم....کلاس فراسه رو عجیب دوست داشتم و بهش عادت کرده بودم و این ادامه ندادنشبدجوری به افسردگی بارداری دامن زد...صبح تا شب تو خونه بودن ادمو کلافه میکنه چه برسه به این که هورمون هات هم قر و قاطی باشه...هر روزی که میگذره کودک درونم بیشتر نمود پیدا میکنه و من ...
ادامه مطلب
دلم واسه بوسه های سر ِ کار رفتنت تنگ شده...همونا که حتی اگه دیرت شده بود ،بی خیالش نمی شدی...! ...
ادامه مطلب